بــــ ــــــ ـــــالاخـــــ ــــــ ــــــره تمــــ ــــــ ــــــوم شـــــــ ــــــــ ـــــــــد!
من زمان زيادي در سيرک زيسته ام
و هميشه و هر لحظه براي بند بازان روي ريسمان لرزنده نگران بودم.
اما اين حقيقت را بگويم که مردم ِ بر روي زمين ِ استوار و گسترده
بيشتر از بند بازاني که روي ريسمان لرزنده هستند سقوط مي کنند!
اما اگر روزي دل به مردي آفتابگونه بستي
با او يک دل باش و به راستي او را دوست بدار.
دخترم هيچکس و هيچ چيز را
در اين جهان نمي توان يافت که شايسته تر از آن باشد
که دختري حتی ناخن پايش را عريان کند
برهنگي ، بيماري عصر ماست
به گمان ِ من تن تو بايد براي کسي باشد
که روحش را براي تو عريان کرده است.

₪
مثل همیشه بقیش تو ادامه ی مطلب
₪
عـکــس ٍ خـــودمـونـــه...